حرم حضرت عبدالعظیم(ع)، بنایی تاریخی با شاخصههای هنری

با تشرف به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در سالروز میلاد باسعادت ایشان، به بررسی پیشینه تاریخی و وجوه معماری این مکان مقدس با کارشناسی داوود اسداللهوش پرداختند.
رفتن به حرم شاه عبدالعظیم (ع) به معنای واقعی کلمه هم زیارت است هم سیاحت. وارد بارگاه که میشوی گویی وارد موزهای شدهای و با اینکه همهچیز قدمت دارد و تاریخی است اما زنده هستند و کاربری دارند و هنوز موزهای نشدند. اگر بهدقت به این بارگاه نگاه شود سرشار از نکات و آثاری است که میتوان به آن ساعتها نگاه کرد.
روز گذشته به مناسبت میلاد حضرت عبدالعظیمالحسنی (ع) زائرانی از ایکنا مشرف به زیارت حرم ایشان شده و در ضمن به بررسی معماری این بنای مقدس و تاریخی پرداختند. بنای ابتدایی این حرم در نیمه دوم قرن سوم هجری قمری در زمان آلبویه پیریزی شد و در دورههای ایلخانی، صفوی، قاجار و معاصر توسعه پیدا کرد اما هنوز هم میتوان از هر دورهای نمادها و نشانههایی را مشاهده کرد. از ورودی داخلی حرم با آجرکاری زیبا و بینظیر با ظرافتهای مخصوص به دوره ایلخانی گرفته تا گنبد طلایی صفوی و صحن اصلی با کاشیکارها و آیینهکاریهای دوره قاجار همه و همه یادآور تاریخ فرهنگ و هنر غنی این مرزوبوم است.
برای آشنایی بیشتر و کسب اطلاعات صحیح، با داوود اسداللهوش؛ کارشناس ارشد مرمت اشیاء تاریخی و فرهنگی گفتوگویی پیرامون معماری این بنای مقدس و تاریخی انجام دادیم.
اسداللهوش در ابتدا گفت: مقبرهسازی در تاریخ معماری ما یک سنت ایرانی است. به نظر من و خیلی از محققین، مقبرهسازی یک سنت کاملاً ایرانی است که برای بزرگداشت بزرگان دینی، مذهبی و حتی قومی خود مقبره میساختند.
وی ادامه داد: مقابر در دورههای مختلف فرمهای متفاوت داشته است؛ از برج مقبرهها گرفته تا مقابر مجموعهای یا بار مقبرهها همه یک فرمی از مقابر هستند. مقبرهها تابع یک الگوی خاص هستند؛ یعنی شبیه به مساجد و خانهها نیستند و معماری خاص خود را دارند. مقبرهسازی چندین الگوی مختلف داشته که حرم حضرت عبدالعظیم (ع) در شهرری مجموعه مقبره است یعنی مقبرههایی که به صورت مجموعه ساخته شده است.
اسداللهوش در رابطه با فرم حرم افزود: این حرم یک هسته اصلی دارد که طبق همان الگوی مقبرهسازی ایرانی گسترش پیدا کرده است. معمولاً گنبد، مشخصه مقبره است. من معتقد هستم گنبدها برگرفته از سرو ایرانی است اما خیلیها روی این موضوع تأکید ندارند.
این کارشناس ادامه داد: گنبد مقابر یادمانی از سروهای تاریخی به معنای جاودانگی است و بر قبور بزرگان کاشته میشد. معمولاً قبرها یک هماهنگی با قبله دارد و اگر مجموعه مقابر باشد، دارای سلسهمراتبی چون صحن، شبستان و محراب است.
اسداللهوش در رابطه با گنبد حرم شرح داد: گنبدهایی که روی مقابر ساخته میشود با ساق بلند است برای اینکه ارتفاعی که در داخل با نوک گنبد بیرونی دارد اختلاف زیادی است و دوپوسته میسازند. گنبد بیرونی را «خوُد» و داخلی را «آهیانه» میگویند و فضای مابین را در سازههای قدیمی با ستون چوبی متصل میکنند.
اسداللهوش در رابطه با رنگ کاشی گنبدها بیان کرد: گنبدهایی که معمولاً برای مقابر ساخته میشد اغلب فیروزهای بود. در دوره صفویه با گسترش تشیع گنبد اصلی را طلایی میکنند اما رنگ غالب گنبدهای ما فیروزه است. حتی اگر رنگ دیگری نیز با آن ترکیب میشود فیروزهای بودن آن قالب است.
وی ادامه داد: آن میلهای که بر روی نوک گنبد قرار میگیرد «شاهنگ» نام دارد. الله و هلال یا خورشیدی که بر روی آن قرار دارد «ماه رخ» است که در مساجد اهل سنت از هلال استفاده میشود و این نماد از ایران به عثمانی و دیگر کشور میرود. در گذشته شیر و خورشید هم استفاده میشده است که نمادی کاملاً شیعی است و در دوران صفویه ایجاد شد.
این کارشناس ادامه داد: مقابر تزئینات مخصوص خود رادارند و از هر تزئینی استفاده نمیشود. ویژهترین تزئین آن آیینهکاری است که ما فقط در مقابر و بعضی از خانههای اشرافی شاهد آن هستیم و در مساجد آیینهکاری نمیبینیم. حجم آیینهکاری در مقبرهها زیاد است تا شدت نور و تلألؤ آن فضای قدسی را که ایجاد میکند تشدید کند.
وی در پایان افزود: مقبره حضرت عبدالعظیم بعد از دوره صفویه و قاجار گسترش پیداکرده و معماری آن تغییراتی پیدا میکند و دوره بعد از انقلاب هم الحاقاتی به آن مجموعه اضافه میشود که در راستای همان الگوی مقبرهسازی پی گرفته است.
وی در پاسخ به این سوال که آیا در این مقبره ما شاهد معماری ویژهای هستیم یا خیر؟ بیان کرد: عموماً مقابر شبیه به هم هستند مثل خیلی از رخدادهایی که در طبیعت وجود دارد در کلیات شبیه به هم هستند اما در جزئیات هیچکدام شبیه به هم نیستند. مثلاً درختها را همگی شبیه به هم میبینیم اما درواقع هیچکدام شبیه به یکدیگر نیستند. این اتفاق در معماری هم میافتد بهویژه در معماری مقابر بهواسطه اتفاقاتی که در هر دوره مختلف میافتد معمارها و تولیتهای مختلف در آن نظر داشتند هرکدام نظر خود را اعمال میکنند.
این کارشناس افزود: زیباییشناسی هر دورهای در اتفاقاتی که رخ میدهد در معماری آن دوره تأثیر دارد و حرم شاه عبدالعظیم هم از این قاعده مستثنا نیست. یعنی اتفاقاتی که در دوره قاجار در حرم عبدالعظیم رخداده در مقایسه با اتفاقاتی که در حرم رضوی روی داده، یکسان نیست.
وی ادامه داد: مثلاً بازشوهای سهگانهای که در صحن شاه عبدالعظیم با ستون وسط، اجراشده در الحاقات قاجاری حرم رضوی نمیبینیم. نزدیکی به تهران و سلیقه معماری تهران در دوره قاجار در ساخت بنا اثر داشته است. یک معماری ویژه را میتوان با همه ویژگیهای خود مکان مقایسه کرد و میتواند شباهتهایی با سایر مقابر و مجموعه مقابر معماری حرم حضرت معصومه (س) در قم و شاهچراغ (ع) در شیراز داشته باشد.
اسداللهوش در رابطه باکلیت معماریای که در حرم شاه عبدالعظیم وجود دارد بیان کرد: بیشتر اتفاقاتی که در این حرم رخداده بهواسطه پایتخت بودن تهران و نزدیکی ری در دوره قاجار در آن دوره بوده و معماری قالب آنجا را میتوان قاجاری گفت ولی هسته اصلی آن مربوط به دورههای قبل و قدیمیتر است.
اسداللهوش در رابطه با مساجد کنار مقبرهها توضیح داد: اگر به همه این مقابر دقت کنید همیشه یک مسجد در کنار آنها وجود دارد. این مسجد بهعنوان یک معبد اسلامی و مقبره بهعنوان مقبره دوره اسلامی است. ما در حرم حضرت معصومه (ع) مسجد اعظم قم، در حرم رضوی مسجد گوهرشاد و در کنار حرم عبدالعظیم (ع) هم گنبد مسجد را میبینیم. این یک الگو است که وقتی مقبرهای ساخته میشود حتماً مسجدی را در کنار آن بهعنوان مجموعهای که مسجد مقبره است بنا میکردند. معمول است گنبد مسجد را رفیعتر از مقبره میساختند و قداست مسجد بهعنوان خانه خدا را بر مقبره رجحان میدادند.
وی در رابطه با تزئینات حرم گفت: در هر دورهای با توجه به سلیقه آن دوره که باب طبع بوده تزئیناتی کار شده است. در دوره صفویه کاشی معرق خیلی کارشده و در دوره قاجار کاشیهای هفترنگ عموماً کارشده است.
ایکنا
درباره نویسنده
نویسنده