شهری بدون هویت گردشگری

شاید نخستین گام در درک این چالش، پذیرش یک خلأ بنیادی باشد: تبریز هنوز هویت مشخص و یکپارچه‌ای در عرصه‌ی گردشگری ندارد. آیا باید آن را شهر تاریخ و معماری شناخت؟ یا مرکز هنر و فرهیختگی؟ مقصدی برای طبیعت‌گردی یا پایگاه صنایع‌دستی و غذاهای محلی؟ این سردرگمی در تعریف برند گردشگری تبریز، تلاش‌های پراکنده و کوتاه‌مدت را به ناکارآمدی و اثرگذاری اندک محکوم کرده است.

«تبریز با وجود ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی، هنوز نتوانسته است در ذهن گردشگران به‌عنوان یک مقصد متمایز تثبیت شود. این مسئله ناشی از نبود روایت منسجم و ضعف در بازاریابی شهری است.»
— ابوالفضل قنبری، پژوهشگر حوزه گردشگری شهری / نشریه مطالعات برندینگ شهری، ۱۴۰۲

وقتی اصفهان و شیراز روایت می‌سازند، تبریز سکوت می‌کند

در حالی‌که شهرهایی چون شیراز با باغ‌هایش، و اصفهان با معماری باشکوه خود، موفق به خلق تصویری ماندگار در ذهن گردشگران شده‌اند، تبریز، با وجود ظرفیت‌هایی گاه فراتر از آن‌ها، همچنان از جایگاه شایسته‌ی خود بازمانده است. این عقب‌ماندگی، بیش از آن‌که ناشی از کمبود منابع یا جاذبه باشد، نتیجه‌ی فقدان روایت‌سازی منسجم، سیاست‌گذاری مؤثر، و غفلت از ابزارهای نوین بازاریابی فرهنگی است.

زیرساخت‌های ناتمام، تجربه‌ی ناقص گردشگری

زیرساخت‌های گردشگری در تبریز نیز هم‌پای ظرفیت‌های موجود رشد نکرده‌اند. نبود تابلوهای راهنمای چندزبانه، کمبود مراکز اطلاع‌رسانی، فقدان سامانه‌های هوشمند گردشگری و آموزش ناکافی راهنمایان محلی، همگی تجربه‌ی گردشگران را از حضور در این شهر خدشه‌دار می‌کنند.

«تجربه‌ی گردشگر در این شهر هنوز به سطحی نرسیده که حس مکان را به‌طور کامل منتقل کند.»
— مهسا فرجی، پژوهشگر گردشگری چندحسی / کنفرانس بین‌المللی گردشگری تجربی، ۱۴۰۱

در بسیاری موارد، حتی شهروندان نیز آشنایی دقیقی با جاذبه‌های اطراف خود ندارند، و این خود نشانه‌ی شکاف عمیق میان جامعه‌ی محلی و هویت گردشگری شهر است.

«انگیزه‌های گردشگری شهروندان تبریزی بیشتر به سمت طبیعت‌گردی و میراث فرهنگی گرایش دارد، اما این انگیزه‌ها در سیاست‌گذاری‌های شهری بازتاب کافی ندارند.»
— داوود مختاری، استاد ژئومورفولوژی دانشگاه تبریز / فصلنامه توسعه پایدار، ۱۴۰۲

چرا کسی از تبریز نمی‌گوید؟

فعالیت‌های تبلیغاتی گردشگری در تبریز اغلب محدود، کلیشه‌ای، موسمی و غیرهدفمند هستند. در حالی‌که شهرهای موفق، با تکیه بر تولید محتوای خلاقانه، روایت‌های چندزبانه، کمپین‌های فعال در شبکه‌های اجتماعی، همکاری با چهره‌های تأثیرگذار حوزه‌ی سفر و حضور در بسترهای بین‌المللی، توانسته‌اند تصویری زنده و به‌روز از خود ارائه دهند، تبریز همچنان در سکوت رسانه‌ای به‌سر می‌برد.

یک پایتخت فرهنگی، بی‌روایت و بی‌برند

با این همه، تبریز هنوز گنجینه‌ای بی‌بدیل از ظرفیت‌های گردشگری در دل خود دارد. بازار تاریخی ثبت‌شده در فهرست جهانی یونسکو، مجموعه‌ای از خانه‌های تاریخی، معماری قاجاری، کوه‌ها و چشمه‌های اطراف سهند، و صنایع‌دستی و غذاهای منحصربه‌فرد آذربایجانی، همگی فرصت‌هایی هستند که بسیاری از شهرهای ایران و جهان از آن بی‌بهره‌اند. اما این شهر، علی‌رغم برخورداری از این ظرفیت‌های کم‌نظیر، در مقایسه با شهرهای هم‌تراز خود در ایران و جهان، نتوانسته است به جایگاه واقعی‌اش در عرصه‌ی گردشگری دست یابد؛ و این شکاف، بیش از هر چیز، حاصل نبود یک برنامه‌ریزی دقیق، آینده‌نگر و مشارکتی است.

وقتی شهری داستان خودش را فراموش می‌کند

نبود هماهنگی میان نهادهای متولی، غیبت یک روایت مرکزی، و ناتوانی در تبدیل شهروندان به بخشی از فرآیند برندسازی، از جمله موانعی است که مسیر دیده‌شدن تبریز را سد کرده‌اند. در جهان امروز، سرمایه‌گذاری بر زیرساخت کافی نیست؛ مقصدهای موفق، آن‌هایی هستند که می‌توانند از دل جاذبه‌هایشان داستان بسازند و مخاطب را شریک آن روایت کنند. تبریز، متأسفانه هنوز وارد این مرحله نشده است.

زمان آن رسیده تبریز، خودش را دوباره تعریف کند

برون‌رفت از این وضعیت، نیازمند نگاهی نو و همتی همگانی‌ است؛ نگاهی که تبریز را نه‌فقط میراث‌دار گذشته، بلکه شهری زنده، خلاق، و الهام‌بخش در حال و آینده بداند. تنها در چنین شرایطی است که صدای واقعی این شهر شنیده خواهد شد—نه در قاب بروشورها و بنرهای رسمی، بلکه در خاطره‌ی زنده‌ی گردشگرانی که روایت تبریز را، خود تجربه می‌کنند.

تبریز بیدار