پ٫ خرداد ۱۰ام, ۱۴۰۳

پایداری در معماری شهرها

امروزه تأثیرگذاری صنعتی شدن جوامع بر فضاهای معماری کاملا مشهود است، اما از آنجایی که هیچ بنایی را نمی‌توان به صورت صددرصد پایدار دانست، باید فضاهایی در شهرها خلق شود که براساس بهره برداری موثر از منابع طبیعی و اصول اکولوژیکی باشد.

بر اساس چکیده یک مقاله، کاربرد مفاهیم پایداری در معماری واژه‌هایی مثل معماری پایداری، معماری اکولوژیک، معماری سبز و یا معماری زیست محیطی را باز کرده که همگی دارای مفهوم یکسانی است و بر معماری سازگار با محیط زیست دلالت دارند.

البته فرایند پایداری در معماری فرایند جدیدی نیست، این فرایند از هنگامی که مردم برای اولین بار غاری رو به جنوب را از لحاظ دمایی بسیار مناسب‌تر از غار رو به شمال یافتند، وجود داشته است.

باید توجه داشت که معماری پایدار فرایند بسیار مطلوبی در قرن حاضر است. معماری پایدار آن معماری است که برای انسان و فعالیت‌های انسانی خلق شود و باعث عمیق‌تر شدن پیوندهای اجتماعی شود به حفظ طبیعت و محیط‌های انسانی اهمیت دهد و اصول اقتصاد پایدار را در معماری خود لحاظ کند.

با توجه به اینکه معماری از جمله شاخص‌ترین فعالیت‌های اقتصادی محسوب می‌شود، توجه به بحث پایداری در معماری با توجه به مسئله انرژی در جامعه و هزینه‌های ساخت و ساز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

معماری پایدار این حقیقت را بیان می‌کند که ما می‌توانیم با دسترسی به منابع طبیعی، پدیده‌ای را بیافرینیم که پاسخگوی نیاز زندگی ما باشد.

مدیریت یک محیط پاک و سالم بر اساس بهره‌برداری مؤثر از منابع طبیعی و اصول اکولوژیکی را ساخت و سازی پایدار نامند که هدف از طراحی ساختمان‌های پایدار کاهش آسیب بر روی محیط و منابع انرژی و طبیعت است، به طور خلاصه ساختمان پایدار را می‌توان ساختمانی دانست که کمترین ناسازگاری و مغایرت را با محیط طبیعی پیرامون خود و در پهنه وسیع‌تر با منطقه و جهان دارد.

اهداف معماری پایدار

بعد از کشاورزی، ساختمان دومین صنعت بزرگ در دنیا است. آلودگی ناشی از سرمایش و گرمایش ساختمان‌ها و ساخت مصالح ساختمانی، از آلودگی ماشین‌ها فراتر می‌رود و سرچشمه‌های تمام شونده، را به سرعت مصرف می‌کند.

معماری پایدار را نمی‌توان یک سبک در معماری دانست بلکه این معماری یک نگرش هوشمندانه در طراحی محسوب می‌شود به گونه‌ای که در کم کردن مصرف انرژی‌های طبیعی و سوخت‌ها و بهینه کردن استفاده از منابع انرژی تأکید می‌کند.

معماری پایدار، تنها برای پایداری کالبد ساختمان‌ها تلاش نمی‌کند، بلکه هدف نهایی آن ایجاد پایداری در کره زمین است.

پیشینه معماری پایدار

در گذشته اعتقاد بر این بود که تمام جهان هستی از ترکیب چهار عنصر آب، خاک، آتش و هوا به وجود آمده است. با وجود اینکه امروزه مشخص شده که به وجود آمدن جهان روند بسیار پیچیده‌ای داشته، اما هنوز هم این چهار عنصر راه حل‌های مناسبی را برای این نگرش و ارتباط متقابل ساختمان و محیط اطراف را فراهم می‌کند. ریشه‌های اصلی نهضت حفظ محیط زیست و معماری پایدار به قرن ۱۹ بر می‌گردد.

جان راسکین، ویلیام موریس، ریچارد لتابی از پیشگامان نهضت معماری پایدار محسوب می‌شوند؛ راسکین در کتاب هفت چراغ معماری خود می‌گوید که برای دستیابی به رشد و پیشرفت می‌توان نظم هارمونیک موجود در طبیعت را الگو قرار داد.

جایگاه معماری پایدار در سیر اندیشه معماری

با نگاهی به سیر اندیشه معماری در سال‌های بعد از دهه ۶۰ شاهدیم، در ادامه معماری مدرن، از دل این نهضت و در طول مسیر آن نظریه پردازی معماری در دام هزارتوی نظریه پسا مدرن افتاد و به هر حال شاخص‌ترین معماران این جنبش را نیز با خود همراه کرد. این نظریه اصولی چون تاریخ گرایی، احیای مستقیم و مردمی و سنت گرایی، بومی گرایی، مفهوم گرایی استعاره مابعدالطبیعه را پذیرفت اما شیوه خاص به کارگیری خمیر مایه‌اش استفاده از چیزهایی نیست که جهانی یا برآمده از شرایط اجتماعی باشد. به هر حال، پسا مدرن تا مدتی خمیر مایه رازآلود و ضدعفونی شده نظریه معماری به شمار می‌آمد.

این نظریه هرچند از معماری آغاز و سپس در تمام زمینه‌های فلسفی و هنری تعمیم جهانی یافت، اما در معماری عمری طولانی نداشت، هرچند اثرات آن تا به امروز همچنان باقی است، سپس این نظریه جای خود را به نظریه دیگری، یعنی دیکانستراکشن یا دیکانستراکتیویست، داد.

یک سری شاخص‌های کلی را می‌توان به عنوان اصول معماری پایدار معرفی کرد که شامل تأثیرپذیری از شرایط فرهنگی و محیطی و اقلیمی، هماهنگی و سازگاری با طبیعت و محیط زیست، صرفه‌جویی در مصرف انرژی، پاسخ درست به نیازهای عملکردی، خوانایی، تأثیر پذیری از معماری بومی اما به صورت امروزی و استفاده درست از مصالح هم از لحاظ بصری و هم زیست محیطی است.

تأثیرپذیری از شرایط فرهنگی و محیطی و اقلیمی: هر انسانی در اجتماع و شهر و یا کشوری زندگی می‌کند که فرهنگ و شرایط خاص خود را دارا است که این فرهنگ و سنت‌ها همانطور که در زندگی آنها تأثیرگذار است باید در نوع معماری نیز تأثیر گذار باشد چون معماری نیز جز لاینفک زندگی انسان‌ها است.

معماری نباید مانند یک محصول صنعتی به صورت انبوه تولید شوند بلکه باید شرایط اطراف و محیط و آداب و رسوم و فرهنگ در آن تأثیر داشته باشد.

طراحی پایدار با درک از محیط اطراف آغاز می‌شود. اگر ما به امکانات محیطی که در آن هستیم آگاه باشیم می‌توانیم از صدمه زدن به آنها جلوگیری کنیم.

طراحان پایدار باید با تجزیه و تحلیل طبیعت اطراف به ارائه راهکار درست و مناسبی برای تلفیق اثر مصنوع در طبیعت بنمایند و به طور خلاصه ساختمان پایدار باید کمترین ناسازگاری و مغایرت را با محیط طبیعی پیرامون خود داشته باشد و طراح باید با درک درست محیط به خلق اثری بپردازد که کمترین زیان را به طبیعت وارد کند.

بحران انرژی، آلودگی محیط زیست، گرم شدن زمین از مسائل قرن حاضر در سراسر دنیا محسوب می‌شود که همه اینها موجب می‌شود که انرژی زیاد صرف گرم و خنک شدن فضاها شود که باید به نوعی با استفاده معقول از منابع طبیعی و مدیریت مناسب ساختمان سازی به حفظ منابع طبیعی محدود کمک کنیم و مصرف انرژی را کاهش دهیم که یکی از راهکارها طراحی ساختمان‌های پایدار یا سبز می‌باشد.

یکی دیگر از شاخص‌های معماری پایدار توجه به نیازها و روابط عملکردی فضاها می‌باشد. روابط عملکردی درست و مناسب بین فضاها و نسبت به سطوح پر و خالی و طراحی فضاهای متناسب با کارکرد به خودی خود باعث اتلاف انرژی کمتر و نیز استفاده بهینه از فضاها می‌شوند.

با توجه به رشد تکنولوژی و شهرنشینان، دیگر به روش‌های سنتی نمی‌توانیم بنا خلق کنیم، اما می‌توان با توجه به فناوری‌های نوین معماری بومی را به زبان امروزی ترجمه کرد.

توسعه پایدار

اندیشه توسعه پایدار، در اواسط ۱۹۸۰ با توجه به این تفکر شکل گرفت که رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی باید به گونه‌ای شکل گیرد که سرمایه‌های زیست محیطی و نیازهای توسعه را برای نسل‌های بعد دچار نقصان نسازد.

تا اواخر دهه ۹۰، مشخص شد که برای تحقق توسعه پایدار لازم است مباحث اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست محیطی به طور همزمان مورد توجه قرار گیرد.

در واقع توسعه پایدار کنشی در برابر فرایندی از توسعه است که چه در یک مقطع زمانی برای تمامی ساکنین زمین و چه در طول زمان، حتی برای اقلیت توسعه یافته کنونی، قابل استمرار و پایدار نیست.

واژه پایدار امروزه به طور گسترده‌ای به منظور توصیف جهانی که در آن نظام‌های انسانی و طبیعی توأمان بتوانند تا آینده‌ای دور ادامه حیات دهند، به کار گرفته می‌شود.

توسعه پایدار به معنی ارائه راه حل‌هایی در مقابل الگوهای فانی کالبدی، اجتماعی و اقتصادی توسعه می‌باشد که بتواند از بروز مسائلی همچون نابودی منابع طبیعی، تخریب سامانه‌های زیستی، آلودگی جهانی، تغییر اقلیم، افزایش بی رویه جمعیت، بی عدالتی و پایین آمدن کیفیت زندگی انسان‌ها جلوگیری کند.

توسعه پایدار آن توسعه‌ای است که سلامت انسان و نظام‌های اکولوژیکی را در بلند مدت بهبود ببخشد. منظور از توسعه تغییرات مداومی است که در طی قرون و اعصار به ویژه در اوضاع اقتصادی، تکنیکی و اجتماعی تمدن بشری روی داده است.

توسعه پایدار توسعه‌ای است که محیط زیست را به خطر نمی‌اندازد و پیشبرد آن مستلزم تخریب منابع پایه‌ای ثروت کشور ما و کل جهان نمی‌باشد. دستیابی به چنین توسعه‌ای مستلزم تحول مثبت عظیم بنیادی در اقتصاد جهان، بهره‌وری معقول از منابع طبیعی، نیز تغییر جهت اساسی در نگرش انسان به طبیعت و تجدیدنظر جدی در الگوهای تولید و مصرف است.

اهداف توسعه پایدار

اهداف توسعه پایدار شامل اهداف اقتصادی و اجتماعی (توزیع درآمد، اشتغال، کمک‌های هدفمند)، اهداف اقتصادی و اکولوژیکی (ارزیابی زیست محیطی، ارزش‌گذاری، درون‌گرایی) و اهداف اکولوژی و اجتماعی (مشارکت مردمی، مشاور کثرت‌گرایی) است.

هدف اصلی توسعه پایدار، تأمین نیازهای اساسی و بهبود و ارتقا سطح زندگی برای همه حفظ و اراده بهتر اکوسیستم‌ها و آینده‌ای امن تر ذکر شده است.

توسعه پایدار به حداقل رساندن مصرف منابع تجدید ناپذیر را در رأس اهداف خود قرار می‌دهد و در این راستا استفاده پایدار از منابع تجدید شونده، جذب ظرفیت‌های محلی و پاسخگویی به نیازهای بشر را منظور قرار می‌دهد.

طبق بیانیه کمیسیون جهانی محیط زیست اهداف اصلی توسعه پایدار شامل تجدید و تغییر کیفیت رشد، پس‌انداز بودجه به وسیله کم کردن هزینه زندگی، غذا و انرژی و آب، امکانات بهداشتی، تأمین سطح پایداری از جمعیت، نگهداری و افزایش منابع، ترکیب محیط و اقتصاد در اتخاذ تصمیم و ارتباط اقتصادی بین‌المللی است.

نتیجه‌گیری

امروزه گسترش شهرها باعث تغییرات قابل توجهی در استفاده از زمین و عوامل محیطی شده و با توجه به این گسترش، رشد کیفیتی زندگی و حفظ محیط شهری ما باید مد نظر قرار گیرد.

در این راستا نقش معماران و شهر سازان بسیار ضروری دیده می‌شود تا در ساخت معماری پایدار قدم بردارند.

معماران ارگانیک، حامیان معماری سبز و طرفداران اکو تک از جمله پایه گذاران نهضت حفظ منابع طبیعی در طول تاریخ بوده‌اند.

البته این نکته را نمی‌توان نادیده گرفت که در تاریخ باستان نیز در بسیاری از دوره‌ها حضور مثبت معماری در حفظ محیط زیست به چشم می‌خورد.

نکته قابل توجه آن است که ساخت معماری پایدار یا پایداری معماری بدان معما نیست که از منابع موجود در طبیعت استفاده نشود.

تمامی مخلوقات و منابع از جانب خدا در خدمت انسان نهاده شده‌اند تا به تداوم زندگی او کمک کند و آنچه در این بحث مورد توجه است ایجاد یک محیط مصنوع متناسب و همگون با منابع طبیعی است که با حفظ بیشتر و طولانی مدت تر آن بتوان به زندگی آیندگان بهبود بخشید.

 

منبع:ایمنا

درباره نویسنده